|
با وجود تولید بیش از 148 میلیارد مترمکعب گاز در سال در ایران، بر اساس پژوهش محققان پژوهشکده تکنولوژی تولید جهاددانشگاهی خوزستان، برای جبران تاخیر تزریق گاز به مخازن اصلی و جدید کشور، حداقل به حدود 600 میلیون مترمکعب گاز در روز نیاز است.
|
در این مقاله پژوهشی که با تلاش عیسی نویری، کارشناس ارشد مهندسی مخازن هیدروکربوری تهیه شده، آمده است: اگر چه در اغلب مباحث مدیریتی کشور اصطلاح" تولید صیانتی" در سالهای اخیر همواره مطرح بوده اما متاسفانه تاکنون تعریف کامل وجامعی از آن در دسترس نیست.در مدیریت مخازن هیدروکربوری دو تفکر مربوط به دو ساختار وجود دارد. نخست تفکر حاکم بر شرکتهای ملی که مبتنی بر حداکثر نمودن تولید از مخازن است. دیگر تفکر، تفکر حاکم بر شرکتهای نفتی خصوصی چند ملیتی که افزایش دبی و دستیابی سریع به درآمدهای ناشی از فروش نفت وگاز مبتنی است. البته توجه به این نکته ضروری است که افزایش دبی وتولید سریع، عملکرد معکوسی در مقابل ضریب برداشت دارد.
ضرورت تزریق گاز و تولید صیانتی از مخازن شکافدار ایران
محقق در مقاله خود با اعلام این که امروزه از نقطه نظر مهندسی مخزن ثابت شده، غیر اصولیترین روش تولید از مخازن نفتی استفاده از انرژی طبیعی مخزن است تصریح کرده است: این روش تولید نفت کمترین بازده را به دنبال دارد. با توجه به این موضوع نخستین قدم در تولید صیانتی، تزریق سیال ارزان قیمتتر از سیال درون مخزن به منظور جلوگیری از افت فشار مخزن و وارد شدن خسارتهای جبران ناپذیر به آن است.بهرهبرداری اصولی از میادین نفتی بر پایه علم مهندسی مخازن، از اتلاف سرمایههای ملی پیشگیری میکند. تزریق گاز یکی از راههای جلوگیری از کاهش ناگهانی فشار مخازن نفتی به دلیل بهرهبرداری از آن است. این روش عملیات ظریف و پیچیدهای است که از مطالعات اولیه تا آغاز تزریق گاز، نیاز به استفاده از خدمات کارشناسی دارد. این موضوع در حالی است که فناوری تزریق گاز در بیشتر موارد در انحصار شرکتهای چند ملیتی محدودی است.وی در این مقاله با تاکید بر این که با توجه به وجود مخازن عظیم گازی در ایران، تزریق گاز باید در اولویت قرار گیرد ادامه می دهد: مخزن نیز همچون یک فرد زنده، تا زمانی که از آن مراقبت و صیانت شود میتواند به حیات خود ادامه دهد. در صورتی که به آن بیتوجهی شود عمرش به تدریج به پایان میرسد. هم اینک با تکیه بر توان داخلی کشور، عملیات تزریق گاز به میادین نفتی هفتگل، لب سفید، گچساران، مارون، کرنج، بیبیحکیمه و پارسی در حال انجام است.در بخشی از این مقاله پژوهشی آمده است: با توجه به وجود میادین و مخازن عظیم نفت و گاز در ایران حجم قابل توجهای گاز برای تزریق به این میادین در نظر گرفته نشده است. براساس گزارشی که در مورد فعالیتهای وزارت نفت منتشر شد، تزریق گازدر طول چهار سال از میزان متوسط روزانه حدود 3/58 میلیون متر مکعب به روزانه حدود 14/71 میلیون مترمکعب افزایش یافته است. برنامه و پروژههای تزریق گاز در سالهای پیش از پیروزی انقلاب، حدود 250 میلیون متر مکعب در روز بوده است. بر اساس این برنامهها قرار بود ازسال 1360 علاوه بر تزریق این حجم از گاز، دیگر گازی در نواحی خشکی سوزانده نشده و به درون مخازن نفتی تزریق گردد. متاسفانه به دلیل آغاز جنگ تحمیلی، انجام این پروژهها میسر نشد و علاوه بر آن هر روز شاهد سوزانده شدن گازهای همراهی میشویم که شاید بتوان با مدیریت بهینه از سوزانده شدن آن جلوگیری کرد.در ادامه این مقاله آمده است: اکنون پس از گذشت 28 سال و کاهش حدود 23 میلیارد بشکه از ذخایر نفتی و همچنین با کاهش قابل ملاحظه فشار مخازن اصلی کشور و اضافه شدن مخازن جدید به لیست قبلی، حجم گاز بیشتری جهت تزریق به این مخازن مورد نیاز خواهد بود. بایک حساب ساده میتوان نشان داد که برای جبران تاخیر در اجرای تزریق گاز به مخازن اصلی وجدید کشور، به حداقل حدود 600 میلیون مترمکعب گاز در روز نیاز است. در حال حاضر روزانه حدود 50 میلیون مترمکعب از گازهای همراه میادین مختلف کشور میسوزد و با این وجود اعتبار قابل توجهی جهت جمعآوری و تزریق این گازها به مخازن در نظر گرفته نشده است.در مقابل برای صدورگاز از طریق مایعسازی (LNG) و حمل آن به مسافتهای دور، اجازه هزینه حدود چهار میلیارد و 500 میلیون دلار از مجلس شورای اسلامی اخذ شده است. این موضوع در حالی است که هزینه طرح جمعآوری گازهای همراه، بسیار کمتر از طرح صدور گاز خواهد بود. این موضوع در حالی است که صدور گاز نیازمند سرمایههای بسیار کلانی است و در مقایسه با تزریق به مخازن نفتی دارای درآمدهای بسیار کمتری است. نکته قابل اهمیت این است که کشور قطر با هدف صدور سالانه 30 میلیون تن گاز مایع (LNG) اکنون به بیشتر مخازن خود (حتی مخازن کوچک نفتی) گاز تزریق میکند و برای استفاده از کندانسه حاصل از استخراج گاز خود، چارهای جز صدور گاز مایع ندارد؛ زیرا در غیر این صورت راهی جز سوزاندن این گاز، وجود ندارد. در چنین شرایطی صدور گاز مایع قطر نمیتواند مبنای این استدلال قرار گیرد که اگر ایران با قطر در صدور گاز رقابت نکند بازار جهانی را از دست خواهد داد.در چنین شرایطی شایسته است ایران همچون قطر پس از تامین نیاز تزریق گاز در تمام مخازن نفتی، مازاد آن را با خطوط لوله یا کشتی (LNG) به کشورهای دیگر صادر کند. در این مورد برای ایران موضوع از دست دادن بازار، به هیچ وجه نخواهد بود. علاوه بر نکات ذکر شده باید توجه داشت که کلیه پروژههای بیع متقابل که در سالهای اخیر به امضا رسیده عمدتاً بر اساس تزریق آب یا با سرعت دادن به آبرانی مخازن نفتی بوده که برای تولید صیانتی از بسیاری از میادین نفتی ایران بسیار زیانبار است.
عملکرد وزارت نفت در صادرات وتزریق گاز
در این جا باید پرسید که آیا عملکرد وزارت نفت در جهت تحقق اهداف این وزارت خانه مبنی بر جلوگیری از خسارات جبران ناپذیری تزریق نشدن گاز به میادین نفتی ایران بوده یا این وزارتخانه برای صدور گاز بیشتر به کشورهای همسایه در تلاش است؟ عرضه گاز به قیمت معادل حرارتی نفت کوره که حدود پنج دلار کمتر از قیمت نفت خام است در واقع کمک به کشورهای مصرفکننده خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت این کشورها باید از فرآوردهای نفتی با قیمت بیشتر از قیمت نفت خام استفاده کنند. اگر مطرح شود که ارسال گاز به آن کشورها مستلزم سرمایهگذاری است باید گفت که تصفیه نفت خام نیز احتیاج به سرمایه گذاری اضافی دارد.باید دید آیا صدور گاز در مقایسه با تزریق آن در مخازن نفتی کشور مزیت و درآمد بیشتری دارد؟ تزریق نشدن گاز به میزان لازم وکافی به میدانهای نفتی کشور که موجب وارد شدن خسارات جبران ناپذیر میشود به دلیل کمبود تولید این ماده در کشور و صادرات آن است. این موضوع نشان میدهد که سیاستگذاری کشور در بخش گاز بر اساس استفاده بهینه نکردن از گاز برای بالفعل کردن ذخایر نفتی بالقوه کشور و تلاش برای ارسال گاز به کشورهای دور و نزدیک همسایه استوار است. با توجه به اظهارات مسوولان نفتی کشور، کمبود گاز برای تزریق در میدانهای نفتی خسارات جبرانناپذیری به همراه داشته و دارد باید پرسید که آیا این کمبود تولید گاز تنها در مورد تزریق به مخازن نفتی کشور صادق است و برای صدور گاز به هند و پاکستان و اروپا کمبود وجود ندارد؟ آیا حدود یک میلیارد دلار سرمایه گذاری جهت توسعه میدان پارسشمالی و تزریق روزانه 2 میلیارد و 500 میلیون پای مکعب گاز به مخازن نفتی کشور و همچنین برداشت بیش از صد هزار بشکه نفت اضافی در روز مقرون به صرفه است یا با همان میزان سرمایهگذاری و برداشت احتمالی صد هزار بشکه نفت سنگین میدان سروش به ارزش صادراتی 6 دلار کمتر؟ البته با توجه به آغاز تزریق گاز به میدان نفتی آغاجاری به جرات می توان گفت قسمت بزرگی از آرزوهای چندین ساله کارشناسان و فرهیختگان نفتی ایران تحقق یافته است. انجام چنین طرحهایی در جهت تولید صیانتی قدم بسیار بزرگی محسوب میشود.
مقایسه صادرات و تزریق گاز
آمارها نشان میدهد چاههای نفت ایران در نیمه دوم عمر خود بسر میبرند. در چنین شرایطی تزریق گاز به مخازن برای افزایش برداشت دارای اهمیت بسیاری است. بررسیهای شرکت استات اویل نشان میدهد تزریق 60 میلیون مترمکعب گاز طبیعی به میدان آغاجاری با حدود 28 میلیارد بشکه نفت خام، سه درصد افزایش برداشت ایجاد خواهد کرد که در مقایسه با صادرات گاز به هند، در قیمت بیش 55 دلار برای هر بشکه نفت افزایش حدود 40 درصدی را به همراه دارد. حال اگر 150 میلیون مترمکعب گاز به مخازن نفتی تزریق شود 10 درصد افزایش برداشت از مخزن به همراه خواهد داشت که در قیمتهای بیش از 35 دلار برای هر بشکه نفت بسیار مقرون به صرفه است.باید توجه داشت که قیمتهای جهانی نفت بسیار بیشتر از گاز است. البته با تزریق گاز به مخازن، گاز از بین نمیرود بلکه برداشت مجدد حدود 70 درصد آن وجود دارد. این موضوع در حالی است که در صورت از بین رفتن امکان برداشت از چاه نفت، یا کوتاه شدن عمر برداشت از چاه، منابع بسیاری از نفت کشور به هدر میرود. با توجه به حوزههای مشترک گازی بهتر است گاز تولیدی مازاد، به مخازن نفت تزریق شود زیرا موجب افزایش برداشت است و همچنین بهترین راه ذخیره گاز برای برداشت مجدد در آینده به شمار میآید.ایران به عنوان یکی از بزرگترین کشورهای دارنده نفت درجا در سطح جهان، توانایی آن را دارد که حجم نفت قابل استحصال از ذخایر خود را به بیش از 45 میلیارد بشکه در مقایسه با وضعیت فعلی افزایش دهد. بهترین روش برای اجرای این کار، تزریق گاز غیر امتزاجی به مخازن نفتی است. در تزریق گاز به مخازن نفتی کشور مخازن نفت اشباع نشده، باید در اولویت قرار گیرد؛ زیرا این مخازن به ازای تولید هر بشکه نفت اضافی به حجم گاز کمتری نیاز دارد و نفت از آنها با سرعت بیشتری تولید میشود.باتوجه به تاثیر منفی افت فشار مخزن بر دبی تولید وحداکثر نفت قابل استحصال از آن و همچنین پیشبینی سرعت گرفتن روند افزایش قیمت نفت و گاز در سالهای آینده تا پیش از بهکارگیری روشهای ازدیاد برداشت برای هر مخزن باید تنها به اندازه نیاز نفت و گاز تولید کرد.نویری در پایان مقاله خود تاکید میکند: اگر قرن20 قرن فروش نفت خام ارزان برای توسعه غرب بود، نباید قرن21 به قرن صدور گاز طبیعی ارزان قیمت برای توسعه صنایع غرب تبدیل شود. اگر اینگونه نشود هیچ تجربهای از 100سال تولید نفت در کشورمان نداشتهایم.این مقاله پژوهشی پیشتر در دوازدهمین گنگره مهندسی شیمی، نخستین کنگره نفت، گاز و پتروشیمی و همچنین در گنگره کاوش نفت و گاز تولید صیانتی ارایه شده است. منبع: ایسنا
|