درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۲ ربيع الثاني ۱۴۴۰ | Mon, December 10, 2018 | دوشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۹۷ | ۰۶:۲۸
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

اساسنامه پیشنهادی مجلس ؛ تداوم انحصار و عقب‌ماندگی نفت

ایران پترو - علی‌رغم حضور شرکت‌های بین‌المللی در پروژه‌های داخلی، تاکنون امکان رشد شرکت‌های داخلی در کنار آنها فراهم نشده است زیرا شرکت ملی نفت ایران از یک سو به عنوان حاکمیت و از سوی دیگر به عنوان متصدی با این شرکت‌ها به عنوان پیمانکار خود قرارداد بسته است.

شرکت ملی نفت ایران پس از ملی شدن نفت و تصویب اساسنامه آن در سال 1330 به عنوان شرکت انحصاری مادر تخصصی حوزه بالادست صنعت نفت و گاز شامل فعالیت‌های اکتشاف، استخراج، تولید و فروش شناخته می‌شود. انحصار این شرکت در کارفرمایی توسعه و تولید نفت، که فعالیت اقتصادی با انحصار طبیعی محسوب نمی‌شود، سبب شده است تمایل زیادی برای پیشرفت در حوزه‌های مدیریتی، تامین منابع، توسعه فناوری و ساخت داخل نداشته باشد.

مصداق این عقب ماندگی شرکت ملی نفت ایران نسبت به رقبای بین المللی و حتی منطقه‌ای را می توان در حضور نیافتن این شرکت در پروژه‌های بین المللی به روشنی مشاهده کرد.

شرکت ملی نفت ایران از لحاظ ساختاری شبیه هیچ یک از شرکت‌های برجسته بین المللی در حوزه نفت نیست. این شرکت در ساختار خود 7 شرکت توسعه دهنده یا بهره‌بردار بزرگ دارد، شرکت‌هایی مانند نفت و گاز پارس با تجربه کارفرمایی 24 فاز پارس جنوبی ، شرکت پتروپارس با تجربه توسعه 8 فاز پارس جنوبی، شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با تجربه بهره‌برداری از بیش از80 درصد میادین نفتی فعال، شرکت ملی مناطق مرکزی ایران، شرکت نفت و گاز اروندان، شرکت نفت خزر، شرکت پتروایران و امثال آنها. در واقع شرکت ملی نفت به صورت هلدینگی از شرکت‌های نفتی با تجربه بالا در توسعه و بهره‌برداری از میادین نفتی و گازی ایران است.

بهره‌گیری از بازار توسعه و بهره‌برداری از میادین نفت و گاز، یکی از اصلی‌ترین راهبرد‌های دولت‌ها برای افزایش قابلیت‌های شرکت‌های داخلی در این بخش است. تجربه کشورهایی مانند برزیل، نروژ و هلند مهر تاییدی بر کارآیی مناسب این راهبرد است. این کشورها با ایجاد چندین شرکت داخلی و الزام شرکت‌های خارجی به حضور در قراردادهای نفتی به صورت کنسرسیومی با شرکت‌های داخلی مذکور،توانمندی شرکت‌های داخلی خود را افزایش داده‌اند.

در واقع، این کشورها اجازه حضور شرکت‌های بین المللی در پروژه‌های داخلی آنها را بدون حضور یک شرکت داخلی به عنوان همکار نداده‌اند. این شرکت‌های داخلی پس از افزایش توانمندی‌ها توانسته‌اند به عنوان رقیب شرکت‌های بین‌المللی نفتی ظاهر شوند. تجربه استات اویل، پتروبراس و چندین شرکت ملی نفتی که در حال حاضر تبدیل به شرکت‌های نفتی بین المللی شده‌اند مصداق تحقق اهداف استفاده از راهبرد مذکور است.

بنابراین استفاده از این راهبرد در کشور ما نیز مفید و لازم به نظر می‌رسد. تا کنون علی‌رغم حضور شرکت‌های بین‌المللی مانند توتال ، استات اویل، شل، سی ان پی سی استفاده از این راهبرد در پروژه‌های داخلی امکان پذیر نشده است زیرا شرکت ملی نفت ایران از یک سو به عنوان حاکمیت و از سوی دیگر به عنوان متصدی (از طریق یکی از شرکت های تابعه خود) با این شرکت‌های بین المللی به عنوان پیمانکار خود قرارداد بسته است. در نتیجه، در عمل رقابتی ایجاد نشده و انحصار این شرکت حفظ شده است. بنابراین در صورت حفظ چنین ساختاری در صنعت نفت و گاز کشور نمی‌توان انتظار رشد لازم را از این شرکت داشت.

با توجه به آنچه درباره ساختار شرکت ملی نفت ایران مورد اشاره قرار گرفت، می‌توان به اثرات اساسنامه پیشنهادی مجلس برای این شرکت نگاه دقیق‌تری بیاندازیم و آن را از این زاویه ارزیابی کنیم. در اساسنامه پیشنهادی برای شرکت ملی نفت ایران، بندی مبنی بر انحصار این شرکت در صنعت نفت و گاز کشور وجود ندارد. حتی در قسمت توجیهی این اساسنامه نوشته شده است که افراد حقوقی دیگری می‌توانند به عنوان رقیب شرکت ملی نفت ایران در اخذ مجوز توسعه و بهره‌برداری از میادین کشور حاضر شوند. این در حالی است که هم اکنون شرکتی در کشور وجود ندارد که بتواند با شرکت ملی نفت ایران با چنین ساختاری و قابلیت‌هایی هر چند ضعیف، رقابت کند. بنابراین صحبت از توانایی شرکت‌های دیگر برای رقابت بر سر اخذ مجوز از وزارت نفت در حالیکه رقیب آن شرکت ملی نفت است حرف باطلی محسوب می شود. پس با توجه به سیاست لزوم حضور شرکتی داخلی (که تنها می تواند شرکت ملی نفت ایران باشد) به همراه شرکت خارجی برای اخذ مجوز توسعه و بهره برداری از میدان ، عملا شرکت ملی نفت ایران در تمامی میادین نفت و گاز کشور حضور خواهد داشت و انحصار آن حفظ خواهد شد و این شرکت مسیر عدم پیشرفت خود را طی خواهد کرد و رقابت بی‌معنا خواهد بود.

بنابراین به نظر می رسد برای حل مشکل کنونی شرکت ملی نفت ایران لازم است تغییر ساختاری در این شرکت رخ دهد. شرکت‌های تابعه شرکت ملی نفت ایران که توانایی حداقلی برای توسعه و بهره‌برداری از میادین نفتی و گازی را دارند باید از این شرکت جدا شوند و به صورت شرکت‌های مستقل فعالیت کنند. مجمع عمومی، هیئت مدیره و مدیرعامل این شرکت می توانند بر مبنای همین ساختار موجود اساسنامه تعیین شوند. بر مبنای این ساختار، وزارت نفت می تواند رقابتی را میان شرکت‌های داخلی ایجاد کند و بر مبنای این رقابت،منافع ملی کشور را حداکثر سازد.

بنابراین پیشنهاد می‌شود بندی در اساسنامه موجود مبنی بر استقلال این شرکت‌ها از شرکت ملی نفت ایران تصریح شود و قید گردد که دولت موظف است این شرکت‌ها را در سال‌های آینده از حالت دولتی صرف خارج سازد. به این معنا که سهام این شرکت‌ها به جز سهام مدیریتی آنان از طریق بورس و به صورت شفاف به بخش غیردولتی واگذار شود. در این صورت، رقابت از میان شرکت‌های دولتی خارج می‌شود و معنای واقعی‌تری پیدا می کند.
منبع: فارس

۴ مهر ۱۳۹۴ ۱۹:۵۰
کد خبر: 14334
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM