درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۵ رمضان ۱۴۳۹ | Mon, May 21, 2018 | دوشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ | ۰۵:۲۵
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان
ایران پترو بررسی می کند
"خودسوزی" در وزارت نفت چرا؟ / خودکشی های نفتی دنباله دار است؟
ایران پترو - فرشید ترکاشوند: شمس خرم آبادی در پایان نامه خود می نویسد اگر شخصی از طریق خودسوزی تصمیم به خودکشی بگیرد ، معمولاً لباس خود را به مواد نفتی آغشته نموده، سپس خودش را به آتش می کشد و اکثر اوقات برای جلوگیری کردن از به آتش کشیدن محیط پیرامونی اش ، در نقاطی که فاقد اشیاء سوختنی است خود را می سوزاند. وی تاکید می کند که خودسوزی خشن ترین راه خودکشی است.خشونتی که اخیرا یکی از کارکنان مستاصل وزارت نفت آن هم بیخ گوش رییس جمهور کشورمان در زمانی که وی در حال بازدید از ساختمان مرکزی نفت بوده، در طبقه همکفِ همین ساختمان رخ نموده است.به راستی چه عاملی باعث می شود تا این فرد با از دست دادن روح همبستگی بقاء خود را به مخاطره اندازد و از حدود و ثغور همبستگی فراتر رود؟

به راستی چه کسانی کارکنان عزیز و زحمتکش صنعت نفت را به آن درجه از ناامیدی سوق داده اند که یکی از این عزیزان از طریق خشونت آمیزترین شیوه ممکن آن همم جلوی چشم رییس جمهور و وزیر نفت و سایر همکارانش، خودکشی را بر زندگی – بخوانید زنده مانی – ترجیح می دهد؟ برای آسیب شناسی این مساله در سطح کلان ، ایران پترو درخصوص خودکشی و خودسوزی، گزارشی را تهیه کرده است که در پی می آید:

صاحب نظران علوم جامعه شناسی از زوایای گوناگون به مطالعه خودکشی و خودسوزی به عنوان یک آسیب اجتماعی پرداخته اند. به عقیدۀ دورکیم، جامعه شناس فرانسوی که نظر خود را با تکیه بر مطالعات آماری منظم بیان می دارد، خودکشی پدیدۀ پایداری است که اعمال فردی به توضیح و توجیه آن قادر نیست و به همین سبب خودکشی را حاصل جمع آمدن عوامل گوناگون می داند.

دورکیم خودکشی را محصول تضعیف علقه های اجتماعی می داند که در اثر آن همبستگی میان اعضای جامعه (در این جا صنعت نفت) کاهش یافته و فرد گرایی قوت می گیرد.

مفهوم همبستگی دورکیم تصویری از جامعه را ارائه می کند که در آن گروهها و افراد به هم پیوسته اند و به طوری منظم و الگوبندی شده و کمابیش، پیش بینی پذیر کنش متقابل می کنند. اساس این کنش متقابل، اخلاقیات یا مقررات اخلاقی است که به عقیدۀ دورکیم عبارت است از مجموعه ای از قواعد و هنجارهایی که کردار انسان را راهنمایی و مهار می کنند.

وجود این رهنمودها بدین معناست که افراد مطابق با تعهدات خود به دیگران و به طور کلی به جامعه کنش متقابل ارائه می کنند. از این رهگذر افراد از حقوق و میزان مشارکت خود درایجاد همبستگی اجتماعی شناخت پیدا می کنند. لذا اخلاقیات برای ایجاد همبستگی میان مردم بسیار ضروری هستند ، بدون اخلاقیات جامعه نمی تواند به بقاء ادامه دهد.

بدین ترتیب، خودکشی یا خودسوزی زمانی اتفاق می افتد که فرد بر محیط خود کنترل ندارد و یا بنا به دلایلی کنترل بر محیط خود را از دست می دهد و اضطراب و رفتارهای ناسالم او افزایش می یابد. احساس غیر مفید بودن و عدم تعلق به وی دست می دهد و در این لحظه است که شخص برای داشتن آرامش ممکن است دست به رفتارهای ضد اجتماعی بزند. که یکی از این رفتارها خودکشی می باشد.

از همین روست که ، دورکیم به همبستگی بین خودکشی و انسجام اجتماعی معتقد است یعنی اینکه آشفتگی های اجتماعی و عدم ثبات روابط حاکم بر جامعه علت اصلی خودکشی در افراد است. دورکیم در کتاب خودکشی خود می گوید: اگر در جامعه نوین ، آدمیان به خاطر بی معنی بودن مرگ، خود را می کشند در جوامع سنتی به خاطر با معنی بودن مرگ چنین می کردند.

اگرچه خودکشی یک واقعیت تلخ اجتماعی است ولی همواره ماهیتی یکسان نداشته و نخواهد داشت. از نظر دورکیم وسعت دامنه خودکشی مقیاسی است برای اندازه گیری درجه همبستگی اجتماعی و انتظامی که درجامعه وجود دارد و مقیاسی برای سنجش مقدار اتحاد و یگانگی گروهی و درجه استحکام پیوندهایی که درمیان مردم یک جامعه است . او نتیجه می گیرد که خودکشی یک پدیده فردی نیست بلکه با چهره های خاصی از سازمان اجتماعی رابطه دارد . بالا یا پایین بودن میزان خودکشی در میان یک گروه ممکن است به درجه همبستگی موجود در آن گروه مربوط باشد.جوامعی که از میزان همبستگی کمتر برخوردار می باشند دارای میزان خودکشی بالاتر هستند.

همانطور که دورکیم مطرح می کند خودکشی معضلی است که انسجام جامعه را مختل می کند و می تواند سامان اجتماعی ما را به خطر بیندازد. خودکشی همچنین باعث می شود که فرد نتواند وظیفه خود را به خوبی انجام دهد.

لذا باید شرایطی فراهم شود که افراد احساس امنیت نمایند و بدین منظور با هر عاملی که در ایجاد امنیتی در جامعه خلل ایجاد می نماید باید برخورد شود. بنابراین شناخت ریشه ها و دلایل خودکشی که یکی از عوامل مخل امنیت می باشد ضرورت دارد. مهمترین منبعی که می تواند به شناخت این پدیده کمک کند خود افراد خودسوز ناموفق و خانواده افرادی است که خودکشی(خودسوزی) موفق داشته اند.

یکی از اولین بررسی های جامع در مورد خودکشی توسط فالره در سال 1822 میلادی در فرانسه صورت گرفت. بعد از او نیز مطالعات زیادی در این زمینه انجام گرفت . در قرن 19 امیل دورکیم تجزیه و تحلیل جامعه شناسی خودکشی را پایه گذاری می کند و خودکشی را به عنوان شاخصی جهت نشان دادن زوال و نقصان اخلاق، فقدان همبستگی و انسجام اجتماعی و کاهش پیوند و ارتباط مولد و معقول بین فرد وجامعه و اختلال در کارکرد نرمال و مطلوب کنترل کننده های اجتماعی و تنظیم کننده های رفتاری مطرح می سازد.

به هر حال، خودکشی حتی اگر پدیده ای کمیاب و نادر باشد، به این دلیل که به عمر انسان یا انسانهایی که بزرگترین سرمایه اجتماعی هر جامعه ای هستند خاتمه می دهد، خسارات جبران ناپذیری را به جامعه وارد می سازد. حال آن که پس از بررسی آمارهای خودکشی در ایران مشاهده می کنیم که پدیده خودکشی از حالت عادی خارج شده و به تدریج جامعه ایران را با مسائل جبران ناپذیری روبرو می کند. از آنجا که خودکشی و خودسوزی ضررهای جسمی، روحی، مالی و اقتصادی برای خانواده و جامعه در پی دارد، لازم است علل آن تا حد امکان بررسی شود تا با شناخت علل بتوان برای حل این معضل اجتماعی اقدام کرد.

از بررسی یک ساله 100 بیمار خودسوز و مقایسه آن با مطالعات کشورهای دیگر به نظر می رسد که کشور ما دارای بیشترین تعداد خودسوزی بوده است.

در پژوهشی در مورد خودسوزی که توسط دکتر حسن زاده و دکتر موسوی انجام گرفته است، خودسوزی یکی از روشهای شایع خودکشی در کشور ماست. در بین انواع خودکشی ها شاید هیچ یک از نظر عاطفی و تاثیرات بعدی به اندازه خودسوزی دردناک و پرعارضه نیست.

خودکشی، به معنای اقدام آگاهانه برای پایان دادن به زندگی خود، از دیرباز در جوامع بشری به اشکال مختلف وجود داشته است و در بیشتر مواقع جامعه آن را تأیید نمی کرده است. خودکشی به سان هر پدیده اجتماعی دیگر، گاه به میزان اندک و گاه به میزان بالا در جوامع مختلف مشاهده شده است.

ادوین اشتایدمن خودکشی را چنین تعریف می کند: «عمل آگاهانه نابودسازی به دست خود که در بهترین مفهوم می توان آن را یک ناراحتی چند بعدی در انسان نیازمندی دانست که برای رفع مسئله شخصی، خودکشی را بهترین راه حل می داند. بنابراین خودکشی عملی تصادفی یا بی معنی نیست، بلکه برعکس راهی برای رهایی از معضل یا بحرانی است که به صورت اجتناب ناپذیری شخص را شدیداً رنج می دهد.

ایران نیز با مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی فراوانی که با آن روبروست به مانند دیگر جوامع از مواجهه با این پدیده مستثنی نیست.

به تعبیری می توان گفت که خودکشی یک واکنش اجتماعی است و مادامی که کنش های آن جامعه شناخته نشود نمی توان این واکنش را ارزیابی کرد و مذموم بودن این پدیده یک امر بدیهی است . پدیده های اجتماعی گاه چند تا چندین عاملی هستند و یک مسئله شاید جواب های درست بسیاری داشته باشد در حالیکه مسائل تجربی تنها یک جواب صحیح می تواند داشته باشند اگر چه مسائل اجتماعی مانند کوه یخ تنها 20% خود را آشکار می سازند و 80% ما بقی به عنوان ریشه های اصلی که در زیر آب قرار دارند باید تحت بررسی دقیق تری قرار گیرند.

براساس نظر دورکیم جامعه به دو شیوه افراد را محدود می کند. اولاً جامعه از طریق پیوند دادن افراد به ارزشها و هنجارهای گروهی آنها را یکپارچه می سازد. ثانیاً از طریق تعیین اهداف و راههای رسیدن به آنها ، به تعدیل امیال و آرزوهای بالقوه ونامحدود افراد می پردازد. دورکیم استدلال می کند که بدون یکپارچگی و تنظیم افراد توسط جامعه، زندگی بشری دچار بی نظمی خواهد شد و درواقع وی بر این عقیده بود که روندهای انحرافی و آسیب شناختی در جامعه امروزی (مانند افزایش یکنواخت میزانهای خودکشی) را باید بر حسب عدم پیوستگی افراد جامعه و تنظیم خواسته هایشان تبیین کرد. وی با توجه به تصورش از نظر اخلاقی و اجتماعی ،چهارشکل از خودکشی را متمایز کرد.

لذا باید شرایطی فراهم گردد که افراد احساس امنیت کنند و بدین منظور با هر عاملی که در ایجاد امنیتی در جامعه خلل ایجاد می نماید باید برخورد شود. بنابراین شناخت ریشه ها و دلایل خودکشی که یکی از عوامل مخل امنیت می باشد ضرورت دارد. مهمترین منبعی که می تواند به شناخت این پدیده کمک کند خود افراد خودسوز ناموفق و خانواده افرادی است که خودکشی(خودسوزی) موفق داشته اند .بررسی عوامل مؤثر درخودکشی (خودسوزی) در استان لرستان (شهر خرم آباد وحومه) و روشن کردن رابطۀ میان عوامل با خودکشی به چند دلیل اهمیت زیادی دارد :

نخست این که خودکشی ، حتی اگر پدیده ای اتفاقی و نادر باشد ، به این دلیل که به عمر انسان یا انسان هایی خاتمه می د هد و خسارت جبران ناپذیری وارد می سازد، بسیار مهم است و برای جامعه ضایعه محسوب می شود.
دوم این که بررسی اوضاع خاصی نظیر وضعیت شهرستان خرم آباد که آمار خودسوزی شرایط بحرانی آن را منعکس می کند و مسئلۀ اجتماعی مهمی است که زنگ خطری را به صدا در می آورد، ضروری است.

یکی از نخستین تحقیقات انجام شده در باره خودکشی در ایران تحقیقی است که تحت عنوان خودکشی در ایران ، توسط خسروخسروی انجام یافته است .وی در این تحقیق نتیجه می گیرد که مردان خیلی بیشتر از زنان خودکشی می کنند و اختلاف فاحشی از نظر خودکشی بین زنان و مردان وجود دارد. مع الوصف اگر اقدام به خودکشی را در نظر بگیریم ، درصد زنان بیش از مردان است .

اولین مطالعه درباره خودکشی به روش علمی توسط امیل دورکیم جامعه شناس شهیر فرانسوی در اواخر قرن 19 با تألیف کتاب خودکشی آغاز شد.او در کتاب مذکور به معرفی مفاهیمی چون واقعیت اجتماعی به مثابه امور اجتماعی و خارجی نسبت به فرد به عنوان بازدارنده ها و کنترلهای اجتماعی و مفهوم وجدان جمعی و مغز گروهی می پردازد و مفهوم آنومی را برای وضعیتی اجتماعی که در آن فرد فاقد معیار و ملاکی جهت رفتار است بکار می رود و در کل خودکشی را به عنوان شاخصی جهت نشان دادن زوال و نقصان اخلاق و فقدان انسجام اجتماعی، کاهش پیوند و ارتباط بین فرد و جامعه و اختلال در کارکرد به دنبال کنترل کننده های اجتماعی مطرح می سازد.

دورکیم با بررسی هایی که در اروپا انجام می دهد نتیجه گیری می کند خودکشی یک پدیده اجتماعی است و آن را پدیده ای پایدار می داند که اعمال فردی قادر به توجیه آن نمی تواند باشد.

مارلیس هالبواکس شاگرد و پیرو دورکیم دراثر خود تحت عنوان علل خودکشی که در سال 1930 انتشار یافت با استفاده از آمار جدید، بسیاری از فرضیات دورکیم را پس از گذشت 33 سال از انتشار کتاب خودکشی مجدداً تأیید کرد.

هالبواکس این فرض دورکیم را که نرخ خودکشی در دوران بحران اقتصادی افزایش می یابد مجدداً در فاصله بین سالهای 1880-1914 با آزمایش ارتباط بین نوسانات در شاخص فعالیت اقتصادی و نرخ خودکشی در آلمان مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که در دوره های بحران اقتصادی نرخ خودکشی افزایش می یابد .

به این ترتیب این فرض دورکیم نیز توسط هالبواکس تأیید گردید و هالبواکس با نمونه شناسی خودکشی دورکیم مخالف بود ولی همچون دورکیم از نظریات روانکاوی در باب خودکشی انتقاد می کرد و علت واقعی خودکشی ها را وجود یک خلاء اجتماعی در پیرامون فرد خودکش می دانست.

گیبس و مارتین با یک مطالعه تجربی کوشیدند با تدوین فرضیاتی به نوعی عملیاتی کردن مفهوم تشکل اجتماعی دورکیسم دست یازیده و با ساخت واحد اندازه گیری و سنجش معتبری براساس متغیرهای شغل و سن که ارتباط معکوسی را بین نرخ خودکشی و میزان همبستگی نشان می داد کارایی و اعتبار نظر دورکیم را در باب ارتباط متشکل اجتماعی و نرخ خودکشی تأیید کنند.آنها با توجه به فرضیات خود اقدام به ارائه فرضیه کلی خود می کنند که طبق آن نرخ خودکشی در یک جمعیت به طور معکوس با درجه همگنی و ثبات وضعیت افراد در آن جمعیت ارتباط دارد.

رابرت مرتن جامعه شناس امریکایی در نظریه عمومی کژرفتاری کوشید که طرقی را که رفتارهای نابهنجار مثل خودکشی به وسیله صور خاصی از ساخت اجتماعی تولید می شوند را نشان دهد.او معتقد بود به همان شدت که رفتار سازگارانه محصول ساختار اجتماعی است ، رفتار ناسازگارانه نیز برخاسته از چنین ساختاری می باشد.مرتن هر نوع رفتار کجرو و نابهنجار نظیر خودکشی را ناشی از جدایی و گسستگی و عدم ارتباط فعال بین آنچه را که فرهنگ جامعه به عنوان هدف تبلیغ و اشاعه می نماید و آنچه که جامعه به عنوان جاده و راه جهت نیل به آن اهداف مهیّا می سازد می داند.

با این اوصاف و با توجه به گزارش فوق به راحتی و بدون هیچ کار پیچیده تحقیقاتی می توان به دلایل خودسوزی در مقابل ساختمان مرکزی وزارت نفت پی برد و در صدد رفع مسائل مربوط که از آن جمله می توان به معضلات کاری و معیشتی کارکنان زحمتکش صنعت نفت اشاره کرد ، برآمد ، کارکنانی که با یک بررسی سطحی هم می توان متوجه شد تا به چه حد در میان آنها تبیعیض و تحقیر وجود دارد.

تبعیض و تحقیرهایی که پیش از این خبرنگار ایران پترو بارها و بارها طی گزارش های میدانی و مستند پرده از آنها برداشته ولیکن صد حیف که کو گوش شنوا و عزم راسخ برای رفع کاستی ها...

۲ اسفند ۱۳۹۲ ۰۱:۱۸
کد خبر: 13843
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM