درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۶ ربيع الاول ۱۴۴۰ | Wed, November 14, 2018 | چهارشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۹۷ | ۰۳:۵۴
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان
ایران پترو گزارش می دهد:
چرا درد زخم های "نفتی" از بمب و باروت های "بعثی" جانکاه تر است؟
ایران پترو – فرشید ترکاشوند: گذشته ها گذشته، آری گذشته ولی چگونه و چطور؟ مهم است! مهم است که چگونه و چطور؟ خیلی مهم است! آنقدر که بعضی گذشته ها همین طور مدام سنجاق است به حال و آینده. کودکی فردی را تصور کنید (نگارنده این سطور) که در سن پنج سالگی در حالی که در مقابل خانه اش با هم سن و سالهایش دارد "لی لی" بازی می کند ناگهان بارانی از بمب و باروت و تیر و ترکش برسر کوچه و شهر و خانه و خانواده اش خراب می شود. وقتی این کودک بزرگ می شود و مدام خاطرات دهشتناک آن دوران در ذهنش تداعی، می توان انتظار داشت تن و بدنش رعشه نگیرد؟ می توان انتظار داشت با گفتن گذشته ها گذشته آرام گیرد و تسکین؟ مسلم است که نه، این کابوس دیگر تا قیام قیامت مثل خوره در جان او و با او زندگی خواهد کرد... حال تصور کنید همین بچه که از آبادان خانه بدوش آمده تهران، بزرگ شده، درس خوانده، خبرنگار شده و در حوزه نفت مشغول به کار... در این حوزه هم درگیر جنگ می شود چه جنگی؟

 جنگ نابرابر ویز نفت و کارگزارنش با او و همکارانش در ایران پترو، ایران پترویی که جز بازگویی حق و حقیقت فعالیتی نداشته و این اما موضوعی است که از روز روشن هم روشن تر است ...

 

به هر حال، این بچه حالا دیگر بزرگ شده! در لباس خبرنگاری به جای تفنگ قلم به دست گرفته و حامی مظلومان شده و محرومان! چرا؟ چون او خود مظلوم بوده و محروم ! مظلومیت و محرومیت را چشیده! با گوشت و پوست و استخوان! او که در 5 سالگی در میان خون و آتش و دود، تفنگ تمیز کرده و به بزرگ ترها داده حالا دیگر خبر تحریر می کند و به بزرگتر ها می دهد...

 

بزرگ ترهایی که طی سالهای اخیر اخبار موثق او را برنتابیدند، بزرگ ترهایی که انتقادات موجه او را به هیچ انگاشتند.

 

با او آن کردند که بعثی ها نکردند!! چه تکلیف بعثی ها با او و خانواده اش روشن بود! آنها دشمن ایران و ایرانی بودند، مگراز دشمن ایران و ایرانی جز بمب و خمپاره و تیر و ترکش و طرد و اسارت انتظاری هست؟

 

اما بزرگان نفت در این سالها با او چه کردند؟ طردش کردند! به ساختمان مرکزی نفت راهش ندادند! ممنوع المصاحبه و ممنوع الکارش کردند! چرا؟ چون او آدم آنها نشد چون او در حمایت از مظلومان و محرومان نفتی لحظه ای از اطلاع رسانی دقیق و درست دست نکشید!

 

آری! بزرگ ترها ! طی این سالها آنقدر جنگیدند با بچه جنگ تا خدایش سرانجام با دست "روحانی" اش به زمین شان زد...

 

چرا؟ چون حق با او بود، او که در شرایط حکومت نظامی نفتی! لحظه ای از بازگویی سوء مدیریت های نفتی، مرگ مخازن نفتی، کاهش تولیدهای نفتی، سکون و رکودهای گازی در پارس جنوبی دست نکشید! آن هم در زمانه ای که کمتر رسانه ای جرات بازگویی چنین معضلاتی را داشت.

 

حالا را نگاه نکنید که همه شده اند منتقد، باید برگشت به گذشته چه اگر چه گذشته ها گذشته اما آثار سوء آن نه حالا که در هیچ آینده ای پاک نخواهد شد و همین طور مدام سنجاق خواهد ماند بر پیشانی زخم خورده نفت، نفتی که به دلیل مرگ مخازن از یک سو و استخراج آن توسط کشورهای همسایه از دیگر سو دیگر هیچکاه نصیب ایران و ایرانی نخواهد شد.

۱۰ مرداد ۱۳۹۲ ۰۰:۲۰
کد خبر: 13442
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM