درباره ما|تماس با ما|نقشه سایت|پیوند|
English
۱۲ محرم ۱۴۴۰ | Sat, September 22, 2018 | شنبه، ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ | ۰۱:۰۴
 
نسخه چاپی ارسال به دوستان

گفت وگوی 2 ساعته با وزیر اقتصاد
ایران پترو - مهدی مهرپور: گفت و گوی 2 ساعته با وزیر اقتصاد منجر شد به گلایه های او از برخی نامهربانی ها نسبت به دولت. سخنگوی اقتصادی دولت از رفتار برخی بشدت انتقاد کرد و گفت: ما در دولت فقط به فکر کاریم و برخی ها در خارج از دولت تنها به فکر ضربه زدن به دولت. سید شمس الدین حسینی در این گفت و گو از مدیریت دولت در بازار ارز و سکه دفاع کرد و اذعان داشت: ما داشتیم وضعیت را مدیریت می کردیم اما برخی ها حالا خواسته یا ناخواسته فشار تقاضایی را ایجاد کردند که به زیان کل اقتصاد شد...

افزایش بی سابقه نرخ ارز در سال 90 از جمله اتفاقات ناخوشایند در این سال بود که صدای خیلی ها را در آورد. مقامات دولتی، مسئولان، کارشناسان و مردم و... از این افزایش نرخ گلایه کردند. آقای دکتر به عنوان سؤال اول می خواستم بپرسم چه شد این اتفاق دراقتصاد ایران رخ داد و ریشه های اصلی این نابسامانی چه بود؟

اگر بخواهیم نابسامانی و التهابات ارزی اخیر را مورد بررسی قرار دهیم باید برگردیم به عقب. اگر یادتان باشد کشور در نیمه دوم سال 1389 نیز با یک نارسایی در حوزه ارزی روبه رو شد.
علت هم این بود که بالاخره اقتصاد ایران هم مانند سایر اقتصادهای بزرگ دنیا با جهان پیرامون خود ارتباط و تعامل زیادی دارد. اگر ارزش تولید ناخالص داخلی را براساس آمارهای مرکز آمار470 میلیارد دلار در نظر بگیریم یک چیزی معادل150 میلیارد دلار با دیگر کشورها تجارت داریم.
این رقم نشان میدهد اقتصاد ایران، اقتصادی است که با جهان خارج بهصورت مطلوب در تعامل است.
با این توضیحات این نکته را هم یادآور می شوم و البته حتماً این نکته را می دانید که این حجم مبادلات تجاری کشور با دنیای پیرامون خود از طریق تبادلات ارزی تصفیه می شود. طبیعی است اگر در تبادلات ارزی محدودیت هایی ایجاد شود این مسئله می تواند سبب اختلال در بازار شده و باعث گردد تا بازار تصفیه نشود و در صورتی که بازار تصفیه نشود می تواند موجب التهابات شود و این التهابات هم می تواند موجب نارسایی و کمبود شده و این کمبود مطمئناً باعث افزایش قیمت خواهد شد. اگر بخواهیم سیر نابسامانی های اخیر ارزی را مرور کنیم این مسیری بود که خدمت شما گفتم.
البته در کنار تمام این توضیحاتی که خدمت شما عرض کردم همین محدودیت ها و تحریم ها باعث شد تا ما به یک آسیب شناسی جدی برسیم، به گونه ای که ساختار تجاری و ارزی کشور را اصلاح کنیم.
به نظر بنده همین اصلاح ساختاری که پس از افزایش ارز آغاز شد می تواند به تقویت نظام تجاری و ارزی کشور به صورت جدی کمک کند تا دیگر چنین مشکلات و التهاباتی در صورت بروز محدودیت ها، بیشتر از اینها رخ ندهد.
اشکالات چه بوده؟
یکی از ایرادات این بود که ما بیش از حد، دچار تمرکز در فرایندهای تجاریمان با چند کشور محدود بودیم، لذا سختی در تبادلات با آنها بیش از آن چیزی که وزنش است بر ما غلبه کرد و بر سختی های مبادلات ما دامن زد.
عوامل غیر اقتصادی هم در التهابات ارزی تأثیری داشتند؟
حتماً تأثیرگذار بودند. عدهای در کانالهای نقل و انتقال پول انسداد ایجاد کردند که این انسداد اصلاً اقتصادی نبود.
چه کسانی؟
همان هایی که ما را تحریم کردند؛ جالب اینکه این انسداد اصلاً اقتصادی نبود، اما به هر حال رخ داد و تبعاتی هم داشت، اما نکته ای را باید در این باره یادآور شوم و آن اینکه وقتی این انسداد در نظام ارزی توسط تحریم کنندگان ایجاد شد نباید طبیعتاً این قدر تبعات در نظام ارزی کشور رخ میداد. متأسفانه باید اذعان کنم این انسداد در یک مدت تبدیل شد به یک مسائل دیگر!
منظورتان چیست؟ آیا انسداد صورت گرفته را برخی ها در داخل تقویت کردند؟
ببینید، وقتی انسداد ارزی یا بهتر است بگویم نارسایی ارزی مذکور پدید آمد؛ این مسئله یک علامتی را به برخی فعالان اقتصادی داد و گفت احتمال دارد در آینده قیمت ارز مقداری با افزایش مواجه شود؛ خود این مسئله در میان مدت به یک فضای روانی و عامل سفته بازی تبدیل شد.
خواهش می کنم مقداری شفا فتر صحبت کنید. آیا منظورتان از این فعالان اقتصادی برخی جریانات سیاسی هستند. اگر یادتان باشد وزیر اطلاعات چندی پیش در یک سخنرانی اعلام کرد برخی خودی ها دلیل التهابات ارزی در کشور بودند. از منظر اقتصادی آیا شما این مسئله را تأیید می کنید؟
ببینید، بنده وزیر اطلاعات نیستم و نمی توانم صریحاً بگویم چه کسانی؟! من وزیر اقتصاد هستم و البته سخنگوی اقتصادی دولت. بنابراین بهتر است کارشناسی و از منظر اقتصادی به این نوسانات نگاه کنم.
پس شما دست داشتن عده ای در گرانی دلار را تأیید نمی کنید؟
نه منظورم اصلاً این نیست. طبق گزارشات وزیر اطلاعات که بنده هم آن را مشاهده کرده ام عده ای در التهابات بازار ارز و طلا دخیل بودند. نمی توان منکر این واقعیت شد. اما از منظر اقتصادی بهتر است اقتصادی تر به این موضوع نگاه کنیم.
ببینید وقتی این اتفاق یعنی نوسانات ارزی (انسداد) رخ داد به فعالان اقتصادی علامت داد در آینده ممکن است دلار گران شود. خب طبیعی بود که وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد باید منتظر مقداری گرانی دلار باشیم. اما باید توجه داشت که نوسان پیش روی اقتصاد ایران از سوی طرف تقاضا رخ داده است.
اگر فقط این مشکل از طرف عرضه ارز اتفاق می افتاد هیچگاه اقتصاد با چنین پرتاب قیمت دلار مواجه نمی شد.طبیعی است کاستی رخ داده از سوی عرضه ارز قابل جبران بود.حالا چه اتفاقی رخ داد؟ در اینجاست که بنده به صراحت اظهارات آقای مصلحی وزیر اطلاعات را از منظر اقتصادی هم تأیید می کنم.
مجموعه ای از عوامل غیر اقتصادی سبب شد تقاضای سفته بازی یا در واقع سوداگری در بازار ارز بشدت در سطح جامعه افزایش یابد! اینجاست که صحبت آقای وزیر اطلاعات به عینه موضوعیت پیدا می کند. یعنی یک عده ای آمدند و وقتی فضا را برای خود مناسب دیدند، حجم قابل توجهی ارز خریداری کردند، تمام این گزارشات موجود است. عده ای فضا را حالا خواسته یا ناخواسته به گونه ای مهندسی کردند که به دیگران هم علامت دادند که دیگران هم بیایند و ارز بخرند.
آیا برنامه ریزی شده بود؟
از طرف عوامل خارجی که حتماً برنامه ریزی شده بود.
داخلی ها چه؟ شما به عنوان سخنگوی اقتصادی تأیید کردید که عده ای بازار را به هم ریختند.
بنده از منظر اقتصادی ثابت کردم عوامل غیراقتصادی پشت پرده التهابات بازار بودند اما اینکه بگویم این مسئله برنامه ریزی شده بود یا نه در صلاحیت من نیست و تأیید آن را باید از مراجع ذیصلاح امنیتی سؤال کنید. بنده از منظر اقتصادی این مسئله را تأیید می کنم.
 
* اعلام اسامی اخلاگران اقتصادی وظیفه دستگاه های امنیتی است
 
آقای وزیر فکر نمیکنید شما به عنوان یک مقام دولتی باید اسامی اخلال گران بازار را اعلام کنید؟ اگر اخلالگری در بازار وجود دارد باید از سوی دولت به مردم معرفی شوند، خود شما میگویید شواهدی در این زمینه وجود دارد؟
اینهایی که میگویید وظیفه من نیست. وظیفه بنده اعلام عمومی و اسامی اخلالگران نیست. این اقدامات کار دستگاههای امنیتی کشور است و از آنجا که بنده اطلاع دارم شواهد و مدارکی علیه اخلالگران وجود دارد و بزودی هم دستگاههای امنیتی اقداماتی در اینباره انجام می دهند.
اما بالاخره شما میدانید چه کسانی هستند؟
ببینید براساس تحلیلها و مستنداتی که در تیم اقتصادی دولت داشتیم و نیز براساس مستنداتی که دستگاههای وزارت اطلاعات داشتند، ما (تیم اقتصادی دولت) در سخنرانیها و نشستهای خبری گفتیم برخی به گرانی دلار دامن زدند اما پس از این اظهارات دیدیم که برخی از حرفهای ما (دولتیها) نگران شدند و این حرفهای ما را به خودشان گرفتند.
خود بنده در هیچ یک از اظهاراتم طی هفتهها و ماههای اخیر نام هیچکس و مؤسسهای را نبردم اما دیدم برخیها به خودشان گرفتند. در هر حال متأسفم برای کسانی که این کارها را انجام دادند. اما نکتهای را میخواهم خدمت شما عرض کنم که خیلی مهم است. خارجیها با برخی اقدامات علیه ایران میخواهند جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند و در کنار آن، برخی داخلیهای ما هم به گونهای ماجراجویی میکنند که قصد دارند با برخی اقدامات خود، دولت را تحت فشار قرار دهند. البته بنده نمیخواهم بگویم هدف این دو طیف یکی است اما میتواند در بلندمدت یکی باشد؛ لذا باید مراقب باشیم.
توضیحاتتان هم خوب بود و هم قانعکننده؛ اما میخواهم از شما خواهش کنم تا یک عدد به ما بگویید و آن هم درصد میزان عوامل اخلالگر در التهابات بازار ارز است. لطفاً بگویید کسانی که به گفته مقامات دولتی و امنیتی کشور در التهابات ارزی کشور نقش داشتند چه میزان مقصر بودند؟
گفتن یک عدد خیلی سخت است اما تأکید می کنم عده ای مقصر بودند.
این سؤال را به این دلیل میپرسم که عده ای از منتقدان دولت و حتی کارشناسان اقتصادی میگویند اگر اخلالی در یک سیستم اقتصادی رخ دهد این وظیفه دولت است که جلوی آن را بگیرد اگر هم اخلالی صورت گرفته و دولت نتوانسته آن را کنترل کند از ضعف دولت است که البته منطقی هم هست.
به نکته جالبی اشاره کردید. خواهش میکنم به این جمله دقت کنید: در اقتصاد مارجینها یا حاشیهها خیلی تعیینکننده هستند.
برای روشن شدن ماجرا برای شما مثالی میزنم: یک ترازو را در نظر بگیرید یک طرف آن یک تن آهن و طرف دیگر یک تن آلومینیوم هر دو دارای تعادل وزنی هستند. شما برای اینکه تعادل این ترازو را بر هم بزنید نیاز به 100 کیلو ندارید بلکه با یک کیلو هم میتوانید تعادل کل ترازو را بر هم بزنید. حالا فکر میکنم با این مثالی که برای شما زدم میتوانید سهم برخی از جریانات را در التهابات ارزی، خودتان مشخص کنید و بدانید که تا چه میزان مقصر بودند. ببینید اقتصاد ایران در آن برهه با یک شرایط آسیبپذیر از جمله شرایط تحریمهای گسترده روبه رو بود و آمادگیهای لازم برای مواجهه با شوک های احتمالی را هم نداشت لذا در این شــرایط یک فشار تقاضا باعث برهمخوردگی بازار شد به عنوان مثال یک مؤسسه اعتباری در آن شرایط آمد و 20 هزار سکه خرید. بنده حتی به آقای رئیس کل هم این مسئله را یادآور شدم. خب همین تقاضاها باعث برهم خوردن بازار شد شواهد این خریدها هم اکنون موجود است.
متأسفانه برخی تقاضاها از سوی برخی مؤسسات اعتباری و برخی سازمانها و اشخاص به قصد سودجویی، کل اقتصاد را مختل کرد.
آقای وزیر! نقش رسانهها در التهابات اخیر اقتصادی را تا چه میزان مؤثر میدانید. مقامات دولتی طی هفتهها و ماههای اخیر جریانسازی برخی رسانه ها را در التهابات اقتصادی اثرگذار اعلام کردند.
ببینید برای تحلیل بازار باید به دو بخش یعنی سمت عرضه و سمت تقاضا توجه کرد. در سمت تقاضا سه نوع تقاضا وجود دارد 1- تقاضای معاملاتی 2- تقاضای احتیاطی 3- تقاضای سفته بازی. در تقاضای معاملاتی به عنوان مثال یک دانشجو میخواهد ارز بخرد. این دانشجو این میزان ارز را چه زمانی میخواهد بخرد: امروز ، فردا یا تا یک ماه آینده. اگر فرد خیلی آدم محتاطی باشد همین امروز این میزان ارز را تهیه می کند. بنابراین به این تقاضا تقاضای احتیاطی میگویند. در تقاضای سفته بازی نیز فرد اصلاً نیازی به ارز ندارد اما میداند که قیمت ارز بزودی گران میشود بنابراین برنامهریزی میکند هر چه میتواند ارز بخرد و آن را در آینده با قیمت بالاتر بفروشد.
بنابراین به طور کلی اخبار و اطلاعات بر تقاضای احتیاطی و تقاضای سفته بازی اثرگذار خواهد بود. آنهایی که فنی سخن میگویند خود میدانند حرف بنده کاملاً فنی و اقتصادی است نه سیاسی. بنابراین اگر یادتان باشد در یک برهه برخی رسانهها با ملتهب کردن فضا، به گونهای رفتار کردند که تقاضای احتیاطی و سفتهبازی را افزایش دادند.
آقای وزیر! به نقش و جریانسازی برخی رسانهها در ملتهب کردن بازار اشاره کردید و اثبات کردید که برخی رسانهها حالا به انواع مختلف در نوسانات ارزی نقش داشتند. اما واقعیت این است که طی ماههای اخیر و وقتی که بازار ارز و سکه با مقداری افزایش قیمت مواجه شد، به گفته دولتیها برخی از کارشناسان اقتصادی و نمایندگان مجلس نیز در اظهاراتی به جریانسازی رسانهای کمک میکردند. آیا شما این نکته را تأیید میکنید و فکر میکنید نامهنگاری برخی نمایندگان و اعتراضات آنها در مورد وضعیت بحرانی ارز و سکه و اظهارات برخی کارشناسان در التهابات ارزی نقش داشت؟
قبل از این که پاسخ سؤال شما را بدهم، این نکته را متذکر میشوم که اگر میخواهیم نوسانات قیمتی و چالشهای احتمالی اقتصاد بر کل جامعه اثرگذار نباشد، تنها باید صمیمیتهایمان را بیشتر کنیم و از سیاسیبازی بپرهیزیم. اما در پاسخ به سؤال شما با ذکر مثالی سعی میکنم به صورت مصداقی، نقش برخی کارشناسان را در نوسانات اقتصادی بیان کنم. برخی مطالب و مصادیق وقتی که از سوی کارشناسان و اهل فن اظهار میشود، باید خیلی دقیق و عالمانه باشد، در غیر این صورت میتواند جنجالبرانگیز شود و حتی به فضای التهاب کمک کند. جالب است بدانید یکی از دوستان ما که در دولت نهم و در گذشتهها نیز همکار ما بوده و مسئولیت داشته، در تحلیلی گفته بود حجم نقدینگی در 5-4 سال دولت احمدی نژاد به همان میزان افزایش پیدا کرد که از روز اول تا به امروز بوده است. مطمئن باشید اگر کسی فنی نباشد و اقتصاد و ریاضی هم نخوانده باشد، تحت تأثیر القائات این دوست عزیز قرار خواهد گرفت اما اگر کسی اهل عدد و رقم باشد، مطمئناً میفهمد که اظهارنظر این مسئول سابق درست نیست. خب رسانهها هم بدون شک اظهارنظر این مسئول محترم را پوشش خبری میدهند و
در حالی که واقعاً این اعداد و ارقام اعلام شده از سوی این مسئول سابق در مورد حجم نقدینگی درست نیست. با نگاهی به آمارهای رسمی منتشر شده میتوان فهمید که این عدد و رقم اصلاً قابل قبول نیست. متأسفانه برخی تحلیلهای ارائه شده در ماههای اخیر در بازه زمانی التهابات ارزی از همین جنس تحلیلها بوده است. لذا بنده فکر میکنم نقدهایی هم که نسبت به دولت صورت میگیرد، باید عالمانه باشد و البته دقیق و کارشناسی. از یک کارشناس و نماینده مجلس انتظار میرود بهجای حاشیهسازی، راهکار بدهد. بنده در کمتر گفتوگو و مصاحبهای از نمایندگان محترم و کارشناسان راهکار دیدم. بیشتر نقد بود و گلایه و اعتراض! البته ناگفته نماند این اعتراضهای غیرکارشناسی اغلب این روزها مشاهده میشود.
بهعنوان مثال برخی از کارشناسان و نمایندگان محترم مجلس در نقدهایی که نسبت به عملکرد هدفمندی یارانهها داشتند، میگفتند تزریق نقدینگی ناشی از هدفمندی یارانهها باعث ایجاد و صعود تورم شده است. البته بنده این موضوع را هم در رسانهها و هم در مجلس توضیح دادم که اصلاً این ادعا درست نیست. نقدینگی چیست؟ آیا این که ما بیاییم از مردم پول بگیریم و به همان مردم این مقدار پول را بازگردانیم، نقدینگی است؟! از سوی دیگر اگر بخواهیم این رشد را بررسی کنیم، به این نتیجه میرسیم که اصلاً نرخ رشد نقدینگی تغییری نکرد که تورم زیاد شود!
بنابراین اگر فروض صدق نداشته باشد، پس نتیجه هم صدق ندارد. بنابراین بنده به جرأت میگویم یک نقیصه در اقتصاد ایران وجود دارد و آن نقیصه این است که به هر دلیل و انگیزه ای انتشار اخبار منفی و منفی نمایاندن هر واقعیت و یا سیاستی، گویی این که یک ژست شده است متأسفانه عده ای واقعیت را کاملاً وارونه و به صورت منفی منتشر میکنند تا ژست مخالف با دولت را بگیرند. نمیدانم چرا؟! بایستی کمک کرد تا این چالش درست شود.
 
تشکیک کنندگان در آمار رسمی کشور اغراض سیاسی دارند
 
برخی مخالفتها با دولت در حال حاضر منجر به زیر سؤال بردن آمارهای رسمی شده. دولت وقتی آماری را اعلام میکند برخی از منتقدان آن را زیر سؤال میبرند؟!
 
من هم این سؤال برایم مطرح شده که چطور میشود وقتی وزیر اقتصاد میآید و میگوید که ایران جزو 20 اقتصاد برتر دنیا است، در اظهارات او تشکیک میشود اما وقتی CIA اعلام میکند ایران هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا است، در آن تشکیک نمیشود؟
یعنی ما باید پس از 30 و چند سال مملکتداری، ملاک درستی اخبارمان را از دهان بیگانگان بشنویم!واقعاً چرا وقتی مرکز آمار رشد اقتصادی 3/7 درصدی اقتصاد ایران را بهطور رسمی اعلام میکند برخیها تشکیک آماری را در دستور کار خود قرار میدهند. چرا؟! برای چه؟! واقعاً دل من پر است از برخی نامهربانیها نسبت به دولت.
متأسفانه برخی از دوستان و همکاران ما وقتی دولت آماری را منتشر میکند، میگویند نادرست است؟!
بنده وقتی آماری را اعلام میکنم کاملاً از مجاری قانونی و علمی است.
اگر یادتان باشد تا قبل از اعلام رسمی نرخ رشد اقتصادی توسط بانک مرکزی و مرکز آمار، وقتی خبرنگاران از بنده درباره ارقام مذکور میپرسیدند میگفتم فعلاً خبری ندارم و هر وقت مراجع رسمی آماری اعلام کردند بنده اعلام رسمی میکنم. حالا با این حال میتوان درآمارها تشکیک کرد. برای کسانی که در آمارها تشکیک وارد میکنند واقعاً متأسفم.
بنده این نکته را یادآوری میکنم که چرا با توجه به اینکه مقام معظم رهبری بارها اذعان و تأکید کردهاند که نباید آمارهای رسمی مراجع ذیصلاح را تشکیک کرد چرا برخیها این اقدام را انجام میدهند؟!
آقای حسینی! چرا این اتفاق میافتد؟ حضرتعالی بهعنوان سخنگوی اقتصادی دولت و بانک مرکزی و مرکز آمار بهعنوان مراکز رسمی اعلام آمار، نرخ رشد اقتصادی را 3/7 درصد اعلام میکنید، اما پس از چند روز برخی از نمایندگان و اقتصاددانان کشور در گفتوگو با رسانهها از تشکیک درآمارهای رسمی خبر میدهند. حتی یک نفر گفته است نرخ رشد اقتصادی به جای 3/7 درصد، 2/3 درصد است.در بسیاری از موارد میشود دز یک تلخی را بالا برد و شیرینی شهد را کم کرد. القا چیز خیلی بدی است ولی منفی بافی خیلی بدتر از آن است.
بهاین نکته توجه کنید: اگر بانک مرکزی در ارائه آمار تأخیر میکند و وزیر اقتصاد در کسوت سخنگو در اعلام رسمی برخی آمارها خودداری میکند حکایت از آن دارد که دولت مصمم است تا آماری که منتشر میشود کاملاً مستند باشد.
خب چرا گفته میشود آمارها ایراد دارد؟!
بروید و از کسانی که نقض آمارهای رسمی را اعلام میکنند بپرسید.
فکر نمیکنید با تکرار این ادعاها و ادامه تشکیکها درباره آمارهای مراجع رسمی- دولتی اعتماد عمومی مردم سلب شود؟
بنده از آمارهای رسمی دولتی دفاع میکنم. امکان جعل آمار وجود ندارد. خیلی از موارد را باید یکبار دیگر تأمل کنیم. یکی از آنها رفتارهای سیاسی است. بنده معتقدم همانطور که کشور نیازمند یک تحول اقتصادی است، همچنان تحول در رفتارهای سیاسی نیز لازمه جامعه است.از شما خواهش میکنم بروید و بررسی کنید و ببینید که بیاخلاقیهای سیاسی چه قدر در این روزها افزایش پیدا کرده است.
بروید آمار بگیرید و ببینید که در یکماه مانده به انتخابات 12 اسفند ماه 1390 چگونه اخبار، اطلاعات و تحلیلهای منفی با یک نقطه عطف مواجه شده است.
بهنظر میرسد باید در رفتارهای سیاسی بازبینی و تجدید نظر جدی صورت گیرد.
آقای وزیر! برای اینکه زیر سؤال بردن آمارهای رسمی به یک رویه عمومی تبدیل نشود چه باید کرد؟
اساس نقطه ضعف یک اقتصاد این است که آمارهای رسمی که تولید میکند زیر سؤال برود. معنی زیرسؤال بردن آمارهای رسمی دولت این است که مراکز رسمی که آمار اعلام میکنند دروغ میگویند. کسانی که آمارهای رسمی را زیر سؤال میبرند مطمئناً دامن میزنند به شکاف بین مردم و مسئولان و این مسئله در صورت ادامه دار بودن برای کل نظام جمهوری اسلامی خطرناک است. خطرناک بودن از آن جهت به زیان کل نظام است که اگر این تشکیک نهادینه شود دیگر نمیتوان کاری کرد. امروز تشکیک کنندگان در نرخ بیکاری، تورم و رشد اقتصادی تشکیک میکنند و فردا در اطلاعات و آمار کل نظام.
در دیگر کشورهای دنیا اگر آمارهای رسمی یک کشور توسط عدهای از منتقدان دولت زیر سؤال برود چه میشود؟
باید در دادگاه اثبات شود. اگر ادعا کنندگان نتوانند در دادگاه اثبات کنند که آمارهای رسمی دولت نادرست است مجازات خواهد شد.

بنده فکر می کنم تنها اقدامی که برای جلوگیری از تشکیک آماری باید صورت گیرد، اهتمام جدی به بیانات مقام معظم رهبری در انتقاد از تشکیک آماری است. باید توجه کنیم خود آقا بشدت از این رویه انتقاد کرده اند. لذا به صراحت از تشکیک کنندگان آمارهای رسمی دولت می خواهم که این اقدام را انجام ندهند که در بلندمدت این اقدام آنها به زیان کل مملکت منجر خواهد شد.
منبع: ایران

۸ فروردین ۱۳۹۱ ۱۰:۴۸
کد خبر: 12851
    


 نظر جدید 

نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان :
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری



 

Powered By RADCOM